About Me
Blog Archive
-
▼
2011
(652)
-
▼
September
(184)
- کاترین اشتون از ایران خواست که از اعدام ندرخانی چ...
- تظاهرات مردم سوريه
- یونامی از دولت (عراق) خواهان تبعیت از قانون بینال...
- بای بای بشار، به امید دیدار در دادگاه بینالمللی
- درخواست عفو بین الملل برای آزادی بی درنگ مهدی کروب...
- تقصیر این یهودی است /حسن داعی
- حسین رونقی ملکی وبلاگنویس و فعال حقوق بشر بیش از ...
- نهال سحابی، از دوستان بهنام گنجی و کوهیار گودرزی پ...
- گزارشگران بدون مرز: خانوادههای زندانیان تهدید شده...
- شنبه، تظاهرات پارچهفروشان بازار تهران در میدان ارگ
- بازداشت عباس شرعیاتی، از دراویش گنابادی استان یزد
- سه تن از مقامات غربی خواستار لغو حکم اعدام این زن...
- چهارمین روز اعتصاب 6500 کارگرپیمانکاری مجتمع پتروشیمی
- درگیری مردم با نیروی انتظامی در مهاباد
- بیانیه سخنگوی کاترین اشتون درباره بازداشت شش فیلمس...
- سفیر رژیم در بغداد مزدوران رژیم را به حمله به اشرف...
- خبرگزاری آ.ت.اس: مریم رجوی از سازمان ملل و سوئیس خ...
- تلویزیون سوئیس: از نظر پرزیدنت شورای ملی مقاومت ای...
- شورای امنیت ملل متحد درخواست محمود عباس برای شناس...
- عفو بین الملل: محکومیت نرگس محمدی ناعادلانه و بی ا...
- حكم اعدام برای دستگيرشدگان چهارشنبه سوری 89
- فریاد زنان علیه دیکتاتور یمن به گوش میرسد
- کوهیار گودرزی همچنان در سلول انفرادی/محکومیت فعال...
- اسامي اعتصابي هاي اردبيل منتشر شد
- رضا خندان بعد از احضار به اوين: اگر ماندگار شدم, ب...
- اعتصاب کارگران مجتمع پتروشیمی بند ماهشهر
- استعفای مدیر عامل بانک ملی در رابطه با اختلاس نجومی
- کاترین اشتون، ژان دو رویت را منصوب میکند تا برای و...
- حماسه آفرینان 5 مهر 1360
- بیانیه استراون استیونسون در باره انتصاب سفیر ژان د...
- جزییات قرارداد فاجعه بار خرید نیروگاههای جدید اتمی...
- استاد رضا اولیاء - تندیس شاعر شهیر شیلی پابلو نرود ا
- در شهر ژنو کنفرانس «اشرف - ایران و چشماندازهای جد...
- انتقال ۶ هزار محکوم از زندانهای کرج به زندان تهران...
- بازار پارچه فروشان همچنان در اعتصاب به سر می برند
- کنفرانس مطبوعاتی دو کوهنورد آمریکایی پس از بازگشت ...
- نگار منظمی، زندانی سیاسی برای دومین هفته متوالی مح...
- شیوع عفونت روده در زندان اوین بعلت آلودگی آب
- مادر ندا آقا سلطان:به حرف های احمدی نژاد فقط می خندم
- آغاز مجدد اعتصاب بزرگ کارگران مجتمع پتروشیمی بندر ...
- نامه مجید دری از زندان به مناسبت اول مهر
- چماق به دست تظاهرات
- خانواده جان باختگان راه آزادي در مخالفت با احمدي ن...
- صدور گاز ایران به ترکیه متوقف شد
- آنهایی که به سازمان مجاهدین خلق ایران تهمت میزنند ...
- دولت عراق باید به سرکشی از قوانین و التزامات بین ا...
- صدوپنجاه و یکمین روز تحصن خانواده های اشرفیان درمق...
- موسس شبکه فیسبوک اعلام مي كند: تغییرات جدید در ف...
- جاني كه با دستخط او, زندانيان اعدام شده اند...
- تشدید فشارهای غیر انسانی علیه وبلاگ نویس زندانی مح...
- سفر امسال احمدی نژاد و تظاهرات اعتراضی هموطنان / ...
- اسامی اعدام شدگان گروهی و مخفیانه در زندان کرمان
- عباس لسانی هم چنان در اعتصاب غذا بسر میبرد
- قرائت پیام آقای بروجردی برای بان کی مون
- تماس تلفنی نسرین ستوده با خانواده اش
- شورای امنیت ملل متحد درخواست محمود عباس را برای ش...
- واکنش منفی وزیر خارجه عراق نسبت به تعیین سفیر ویژ...
- مهدیه گلرو از زندان اوین: چه بیرحمانه است تلاش بر...
- نیویورک، سایت تایوان نیوز / تظاهرکنندگان امید دارن...
- واشنگتن پست / فراخوان هزاران ایرانی مقیم آمریکا به...
- پیام معلمان زندانی عبدالله مومنی، محمد داوری و علی...
- از سرنوشت فرشاد معروفی فعال مدنی کرد اطلاعی در د...
- ایجاد محدودیت برای دانشجویان کرد ارومیه
- ترکیه یک کشتی حامل سلاح برای سوریه را توقیف کرد
- کنفرانس درباره «حفاظت اشرف و التزامات ملل متحد»
- پیام خانم رجوی به مناسبت اول مهر، آغاز سال تحصیلی ...
- هزاران ایرانی-آمریکایی که از سراسر آمریکا گرد آمده...
- اتحادیه اروپا اعدام نوجوان ایرانی را محکوم کرد
- محمد صابر ملک رئیسی، نوجوان بلوچ به ۵ سال حبس محکو...
- علیرغم همه فشار ها محمود عباس طرح تشکیل کشور فلسطی...
- کمیته نویسندگان زندانی از انجمن بین المللی قلم، در...
- پدر زهرا بنی یعقوب: با رشوه و تهدید ساکت نمی شویم
- اعتصاب غذای یک زندانی امنیتی در زندان ارومیه
- اداره امکان سمنان اقدام به پلمپ محل کسب شهروندان ب...
- پس از گذشت ۳ماه از ربودن علی معزی توسط دژخیمان دیک...
- گرامیداشت شهید قیام سراسری بهنود رمضانی بر سر مزار...
- سی.ان.ان: هزاران تن در اعتراض به حضور احمدینژاد د...
- فراخوان به حفاظت از اشرف توسط نیروهای سازمان ملل و...
- صد وپنجاهمین روز تحصن خانواده های اشرفیان در مقابل...
- شصت و ششمین اجلاس مجمع ملل متحد افتتاح شد
- هادي عامري، سركرده سپاه بدر و وزير مالكي و چند مأم...
- محمود عباس رئیس دولت فلسطین در نیویورک با بان کی م...
- حمله ماموران حفاظت اطلاعات زندان اوین به بند ۳۵۰
- رژیم ایران میلیاردها دلار برای حمایت از رژیم سوریه...
- از مهره هاي اصلي كشتار بعد از انتخابات 88
- بی خبری از عبدالفتاح سلطانی
- هفت نفر از دراویش گنابادی روز دوشنبه، ۲۸ شهریور ما...
- سه تن از اعضای انجمن صنفی معلمان کردستان بازداشت شدند
- تظاهرات علیه سفر فریدون عباسی به وین
- مخالفت دادستان تهران با درمان رضا شریفی بوکانی
- موضع نسبت به اشرف و اشرفیان، معیار مورد اعتماد آرا...
- مريم رجوي:تبريك نخستين قدم ملل متحدبراي حفاظت اشرف
- دفاعیات هیلا صدیقی
- محرومیت دائمی مجید توکلی از ادامه تحصیل
- بازداشت گسترده شهروندان کرد در غرب کشور
- مخالفت دادستان تهران با مرخصی ماموستا محمد برائی
- کاظمینی بروجردی ممنوع الملاقات شد
- اعتصاب غذای فعالان مدنی بازداشت شده در تبريز
- بیانیە دراویش گنابادی برای تجمع اعتراضی مسالمت آمی...
- تشدید اقدامات امنیتی رژیم فقیه در پالایشگاه آبادان
-
▼
September
(184)
Powered by Blogger.
آیا صدای صبا را می شنوید؟
نامه رضا هفت برادران پدر مجاهد شهید صبا هفت برادران
- من رضا، پدر صبا هستم، دلم می خواهد این نامه را همه ارگان ها و افرادی که دست اندرکار حقوق بشر هستند بخوانند، و بگویند سهم صبا از حقوق بشر، یا حقوق انسان کجاست؟ روز شنبه بیستم فروردین سال ۱۳۹۰، حدود ساعت پنج و نیم بامداد، در حالی که، در بیمارستانی که دو سرباز مثل یک زندانی مواظب من بودند، به دنبال درخواست اهدای خون از این و آن بودم، تا زندگی صبا را نجات دهم، سرباز سوم رسید و گفت دخترت مرد!
ادامه...
Follower
نامه دکتر ملکی خطاب به احمد شهید
دکتر محمد ملکی، اولین رییس دانشگاه تهران پس از انقلاب ایران، طی نگارش نامهای تکان دهنده خطاب به احمد شهید، با اشاره به وضعیت اسفبار حقوق بشر در ایران و همچنین با تاکید بر «جنایتهای حاکمان قدرت طلب و استبدادی» اعلام نموده که برای شهادت در مورد شکنجه و اعدام زندانیان در ایران آماده بوده و «پای هزینه آن» نیز ایستاده است.
دکتر ملکی که مدت زیادی از عمر خویش را در زندانهای ایران سپری کرده و حتی پیشتر محکوم به اعدام نیز شده بود، در آخرین مورد پس از ۱۹۱ روز بازداشت و آزار و اذیت به دلیل وخامت وضعیت جسمانی به طور موقت از زندان اوین آزاد شده و علی رغم اینکه که سال ۷۹ به ۷ سال حبس تعلیقی نیز محکوم شده بود، هنوز حکمی برای وی صادر نشده است.
به گزارش دانشجونیوز، متن کامل نامه دکتر محمد ملکی به شرح زیر است:
بسم الحق
جناب آقای دکتر احمد شهید
با سلام و ارادت و آرزوی موفقیت بخاطر کارسترگ و انساندوستانهای که پذیرفتهاید.
من دکتر محمدملکی استاد بازنشسته دانشگاه و نخستین رئیس دانشگاه تهران پس از انقلاب میخواستم بر اساس تجربیات شخصیام، شمهای از آنچه در مسیر نقض فاحش حقوق بشر در کشورم ایران میگذرد را جهت اطلاع بیشتر شما به عرضتان برسانم تا شاید گامی باشد جهت نجات ملتم از این همه ظلم و فساد و بیرحمی حاکمان در حق یک ملت مظلوم.
برادرم؛ آقای شهید
من هم یکی از دهها هزار نفری بودم که در مدت ۳۲ سال حکومت جمهوری اسلامی ایران بارها و بارها حقوق انسانیام از سوی حاکمان قدرت طلب و استبدادی نقض شده و شاهد بسیاری جنایتها در زندانهای ایران بودهام که به گوشهای از آنها اشاره میکنم.
در سال ۱۳۵۷ بعد از پیروزی انقلاب و پس از برگزیده شدنم به ریاست دانشگاه تهران، برای پیاده کردن یکی از اهداف انقلاب، تمام توانم را بکار بردم تا دانشگاه و دانشکدهها به وسیله شورائی مرکب از استادان، دانشجویان و کارمندان که در یک انتخابات کاملا دموکراتیک انتخاب میشدند، اداره گردد. اینکار به مزاق حاکمیتی که همه امور کشور را در دست گرفته بود خوش نیامد تا بالاخره با یک کودتا به نام «انقلاب فرهنگی»، با حمله به دانشگاهها و کشتار تعدادی از دانشجویان همراه با مجروح کردن و دستگیری جمعی از آنها، دانشگاهها را بستند و تعداد زیادی از دانشگاهیان معترض را دستگیر و پس از شکنجههای فراوان اعدام نمودند. شورای مدیریت دانشگاه تهران و شورای عالی دانشگاه که کار اداره دانشگاه را به عهده داشتند با این امر به مخالفت برخاستند، ولی حاکمیت به جای پاسخگوئی به آنها تعدادی از آنها از جمله اینجانب را دستگیر و به بهانه مخالفت با امر رهبری (آیت الله خمینی) روانه زندانها نمودند. در یک دادگاه غیر قانونی بدون حضور وکیل محاکمه شدم و ابتدا به اعدام و سپس به ۱۰ سال زندان محکوم گردیدم. در این مدت با بیرحمانهترین رفتار از جمله زدن کابل به کف پا و سایر نقاط بدنم، آویزان کردن از سقف، کوبیدن سر به دیوار، زدن مشت و لگد که منجر به نابینائی چشم چپم و شکستگی استخوان مچ دست راستم شد و انواع شکنجهها مواجه بودم. آثار بعضی از آن شکنجهها هنوز روی بدنم باقیست. بعد از ۵ سال ظاهرا از زندان آزاد شدم ولی ماهها باید هر چند روز یکبار خودم را به دادستانی معرفی میکردم تا مورد بازجوئی که خود نوعی شکنجه بود قرار میگرفتم.
در سال ۱۳۷۹ باتفاق دهها فعال ملی ـ مذهبی به بهانه «براندازی» مجددا دستگیر و مدت ۶ ماه در یکی از مخوفترین زندانهای سپاه (عشرت آباد) در سلولهای انفرادی (۱متر در ۲متر) زندانی شدم؛ سلولهائی که بنا به گفته حقوق دانان و روان پزشکان، زندانی بودن در آنها را «شکنجه سفید» مینامند. پس از حدود ۷ ماه تحمل زندان (شکنجه سفید) برای محاکمه آزاد شدم و در یک دادگاه غیرعلنی و غیرقانونی محکوم به ۷ سال زندان تعلیقی گردیدم.
در ۳۱ مرداد سال ۱۳۸۸ و درحالیکه دچار بیماری سرطان پروستات و بیماری قلبی آریتمی و فشارخون بودم و دوران شیمی درمانی را میگذراندم و از ناراحتی قلبی و سنکپهای مرتب رنج میبردم، در ساعات اولیه روز عدهای از مامورین وزارت اطلاعات به منزلم هجوم آوردند و من را بعد از بازرسی خانه و مصادره تعداد زیادی از کتابهایم، از بستر بیماری مستقیم به زندان اوین، بند مربوط به وزارت اطلاعات (بند۲۰۹)، بردند و در سلول انفرادی به مدت ۳ ماه زندانی شدم. در بازجوئیها انواع توهین و تحقیر را در حقم روا داشتند و تنها بدلیل نوشتهها و گفتههای انتقادیام، به من اتهام محاربه و توهین به آقایان خمینی و خامنهای (رهبران جمهوری اسلامی) وارد ساختند. نهایتا پس از ۱۹۱ روز زندانی شدن، بعلت شدت بیماری که در اثر آن چند بار به بیمارستان منتقل شدم به من مرخصی استعلاجی دادند تا شیمی درمانی ادامه یابد و عمل نصب دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب انجام شود. اخیرا برای محاکمه به دادگاه غیر علنی که خلاف بر قوانین خود جمهوری اسلامی است احضار شدم تا حکم قاضی صادر گردد و فعلا روزهای بسیار سخت و شکنجه گونه زیر حکم بودن را میگذرانم. من پیرمردی ۷۸ ساله و بیمار هستم ولی برای تحمل هر حکمی آماده هستم زیرا هدفم مبارزه با ظلم و بیدادگری حاکمان و قدرت بدستان ایران بوده و هست و خواهد بود. به خدا و خلق تکیه دارم و از هیچ عقوبتی ترس ندارم و آرزویم ملاقات با شما و بیان حقایقی است از آنچه در ۳ دهه اخیر در ایران گذشته و ظلمی که بر این ملت روا رفته است.
جناب آقای دکتر شهید؛
من شهادت خواهم داد که در دهه ۶۰ شمسی چگونه زندانیان جوان و دانشجویان اعم از زن و مرد را پس از شکنجه بسیار، ده ده و صد صد هر شب برای اعدام میبردند و آنها به سوی سرنوشت میرفتند و در راه سرود میخواندند. حاضرم حقایقی را که خود شاهد آنها در زندانهای نظام ولائی بودهام را برایتان ذکر کنم و پای هزینه آن نیز بایستم.
در پایان بنام یک ایرانی آرزو میکنم که در کارتان موفق باشید. مطمئن باشید خدا یار شماست.
ارادتمند و به امید دیدار ـ
دکتر محمد ملکی
زندانی سیاسی در تعلیق و استاد بازنشسته دانشگاه تهران
شهریور ۱۳۹۰
خبرگزاری هرانا
دکتر ملکی که مدت زیادی از عمر خویش را در زندانهای ایران سپری کرده و حتی پیشتر محکوم به اعدام نیز شده بود، در آخرین مورد پس از ۱۹۱ روز بازداشت و آزار و اذیت به دلیل وخامت وضعیت جسمانی به طور موقت از زندان اوین آزاد شده و علی رغم اینکه که سال ۷۹ به ۷ سال حبس تعلیقی نیز محکوم شده بود، هنوز حکمی برای وی صادر نشده است.
به گزارش دانشجونیوز، متن کامل نامه دکتر محمد ملکی به شرح زیر است:
بسم الحق
جناب آقای دکتر احمد شهید
با سلام و ارادت و آرزوی موفقیت بخاطر کارسترگ و انساندوستانهای که پذیرفتهاید.
من دکتر محمدملکی استاد بازنشسته دانشگاه و نخستین رئیس دانشگاه تهران پس از انقلاب میخواستم بر اساس تجربیات شخصیام، شمهای از آنچه در مسیر نقض فاحش حقوق بشر در کشورم ایران میگذرد را جهت اطلاع بیشتر شما به عرضتان برسانم تا شاید گامی باشد جهت نجات ملتم از این همه ظلم و فساد و بیرحمی حاکمان در حق یک ملت مظلوم.
برادرم؛ آقای شهید
من هم یکی از دهها هزار نفری بودم که در مدت ۳۲ سال حکومت جمهوری اسلامی ایران بارها و بارها حقوق انسانیام از سوی حاکمان قدرت طلب و استبدادی نقض شده و شاهد بسیاری جنایتها در زندانهای ایران بودهام که به گوشهای از آنها اشاره میکنم.
در سال ۱۳۵۷ بعد از پیروزی انقلاب و پس از برگزیده شدنم به ریاست دانشگاه تهران، برای پیاده کردن یکی از اهداف انقلاب، تمام توانم را بکار بردم تا دانشگاه و دانشکدهها به وسیله شورائی مرکب از استادان، دانشجویان و کارمندان که در یک انتخابات کاملا دموکراتیک انتخاب میشدند، اداره گردد. اینکار به مزاق حاکمیتی که همه امور کشور را در دست گرفته بود خوش نیامد تا بالاخره با یک کودتا به نام «انقلاب فرهنگی»، با حمله به دانشگاهها و کشتار تعدادی از دانشجویان همراه با مجروح کردن و دستگیری جمعی از آنها، دانشگاهها را بستند و تعداد زیادی از دانشگاهیان معترض را دستگیر و پس از شکنجههای فراوان اعدام نمودند. شورای مدیریت دانشگاه تهران و شورای عالی دانشگاه که کار اداره دانشگاه را به عهده داشتند با این امر به مخالفت برخاستند، ولی حاکمیت به جای پاسخگوئی به آنها تعدادی از آنها از جمله اینجانب را دستگیر و به بهانه مخالفت با امر رهبری (آیت الله خمینی) روانه زندانها نمودند. در یک دادگاه غیر قانونی بدون حضور وکیل محاکمه شدم و ابتدا به اعدام و سپس به ۱۰ سال زندان محکوم گردیدم. در این مدت با بیرحمانهترین رفتار از جمله زدن کابل به کف پا و سایر نقاط بدنم، آویزان کردن از سقف، کوبیدن سر به دیوار، زدن مشت و لگد که منجر به نابینائی چشم چپم و شکستگی استخوان مچ دست راستم شد و انواع شکنجهها مواجه بودم. آثار بعضی از آن شکنجهها هنوز روی بدنم باقیست. بعد از ۵ سال ظاهرا از زندان آزاد شدم ولی ماهها باید هر چند روز یکبار خودم را به دادستانی معرفی میکردم تا مورد بازجوئی که خود نوعی شکنجه بود قرار میگرفتم.
در سال ۱۳۷۹ باتفاق دهها فعال ملی ـ مذهبی به بهانه «براندازی» مجددا دستگیر و مدت ۶ ماه در یکی از مخوفترین زندانهای سپاه (عشرت آباد) در سلولهای انفرادی (۱متر در ۲متر) زندانی شدم؛ سلولهائی که بنا به گفته حقوق دانان و روان پزشکان، زندانی بودن در آنها را «شکنجه سفید» مینامند. پس از حدود ۷ ماه تحمل زندان (شکنجه سفید) برای محاکمه آزاد شدم و در یک دادگاه غیرعلنی و غیرقانونی محکوم به ۷ سال زندان تعلیقی گردیدم.
در ۳۱ مرداد سال ۱۳۸۸ و درحالیکه دچار بیماری سرطان پروستات و بیماری قلبی آریتمی و فشارخون بودم و دوران شیمی درمانی را میگذراندم و از ناراحتی قلبی و سنکپهای مرتب رنج میبردم، در ساعات اولیه روز عدهای از مامورین وزارت اطلاعات به منزلم هجوم آوردند و من را بعد از بازرسی خانه و مصادره تعداد زیادی از کتابهایم، از بستر بیماری مستقیم به زندان اوین، بند مربوط به وزارت اطلاعات (بند۲۰۹)، بردند و در سلول انفرادی به مدت ۳ ماه زندانی شدم. در بازجوئیها انواع توهین و تحقیر را در حقم روا داشتند و تنها بدلیل نوشتهها و گفتههای انتقادیام، به من اتهام محاربه و توهین به آقایان خمینی و خامنهای (رهبران جمهوری اسلامی) وارد ساختند. نهایتا پس از ۱۹۱ روز زندانی شدن، بعلت شدت بیماری که در اثر آن چند بار به بیمارستان منتقل شدم به من مرخصی استعلاجی دادند تا شیمی درمانی ادامه یابد و عمل نصب دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب انجام شود. اخیرا برای محاکمه به دادگاه غیر علنی که خلاف بر قوانین خود جمهوری اسلامی است احضار شدم تا حکم قاضی صادر گردد و فعلا روزهای بسیار سخت و شکنجه گونه زیر حکم بودن را میگذرانم. من پیرمردی ۷۸ ساله و بیمار هستم ولی برای تحمل هر حکمی آماده هستم زیرا هدفم مبارزه با ظلم و بیدادگری حاکمان و قدرت بدستان ایران بوده و هست و خواهد بود. به خدا و خلق تکیه دارم و از هیچ عقوبتی ترس ندارم و آرزویم ملاقات با شما و بیان حقایقی است از آنچه در ۳ دهه اخیر در ایران گذشته و ظلمی که بر این ملت روا رفته است.
جناب آقای دکتر شهید؛
من شهادت خواهم داد که در دهه ۶۰ شمسی چگونه زندانیان جوان و دانشجویان اعم از زن و مرد را پس از شکنجه بسیار، ده ده و صد صد هر شب برای اعدام میبردند و آنها به سوی سرنوشت میرفتند و در راه سرود میخواندند. حاضرم حقایقی را که خود شاهد آنها در زندانهای نظام ولائی بودهام را برایتان ذکر کنم و پای هزینه آن نیز بایستم.
در پایان بنام یک ایرانی آرزو میکنم که در کارتان موفق باشید. مطمئن باشید خدا یار شماست.
ارادتمند و به امید دیدار ـ
دکتر محمد ملکی
زندانی سیاسی در تعلیق و استاد بازنشسته دانشگاه تهران
شهریور ۱۳۹۰
خبرگزاری هرانا
